چگونه به پول در گزینه های باینری در افغانستان

الگوی بازگشت صعودی

الگوی بازگشت صعودی

همان گونه که خودتان می دانید تحلیل تکنیکال در بازار بورس اهمیت بسیار زیادی دارد و بسیاری از افراد سهامدار برای تشخیص روند یک سهم از تحلیل تکنیکال استفاده می کنند. سهامداران از این تحلیل برای موفقیت در بازار بورس استفاده می کنند. یکی از مهم تریم ابزارهای تحلیل تکنیکال، الگوهای هارمونیک است که در این مقاله به آن پرداخته می شود.

الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال

در تحلیل تکنیکال، شما می توانید از الگوها و ابزارهای گوناگونی برای بررسی و ارزیابی رفتار سهام استفاده کنید. همواره به یاد داشته باشد که استفاده از چندین ابزار تحلیل می تواند اطمینان و صحت معامله شما را بالا برده و باعث سود بیشتر شما در بازار بورس شود.

ابزارهایی که می تواند به خوبی به شما در تحلیل رفتار سهام و بازار کمک کند، الگوهای هارمونیک هستد. همان گونه که خودتان می دانید در موارد بسیاری، رفتار یک سهم یا رفتار بازار از یک الگو پیروی می کند که می توان آن را در نمودارها مشاهده کرد. الگوهای هارمونیک جزء الگوهایی هستند که در تغییرات قیمت سهام مختلف دیده می شوند. شما با استفاده از این الگو می توانید به خوبی رفتار یک سهم در آینده را پیش بینی نموده و تصمیمات خوبی برای معاملات خود بگیرید.

الگوی هارمونیک

اصلی ترین تئوری درباره الگوهای هارمونیک با حرکات زمان و قیمت مرتبط هستند که مربوط به دنباله فیبوناچی و تقارن آنها می باشد. معاملات هارمونیک دارای دقت زیادی بوده و برای همین نام هارمونیک بر آن گذاشته شده است.

در الگوهای هارمونیک، شما با ساختارهایی هندسی (اشکالی هندسی) سروکار دارید که از دنباله فیبوناچی استفاده می کنند. این الگوها از اعداد مشخصی پیروی می کنند و تشخیص و فهم این الگو می تواند به سهامداران کمک کند تا روندهای قیمتی را به خوبی پیش بینی نموده و نقاط بازگشت را هم مشخص کنند. با استفاده از این الگو، الگوی بازگشت صعودی سهامداران می توانند نقاط ورود به یک معامله، نقاط توقف و اهداف قیمتی خود را به خوبی معین کنند.

ریشه الگوی هارمونیک

اگر ریاضایتان قوی باشد، حتما نام دنباله فیبوناچی را شنیده اید. این دنباله در ریاضیات، کاربرد زیادی دارد و اولین بار توسط لئوناردو فیبوناچی ابداع شد. اعداد فیبوناچی، یک سری عدد هستند که پشت سر هم می آیند. هر عدد جمع دو عدد قبلی خودش است. بنابراین اعداد فیبوناچی به شکل زیر خواهند بود:

1 – 1 – 2 – 3 – 5 – 8 – 13 – 21 – 34 – 55 – 89 –

جالب است که بدانید کتاب های زیادی درباره این دنباله نوشته شده است و از مشاهده شدن این الگو در اتفاقات طبیعت و جریانات اقتصادی گفته شده است. این بسیار جالب و شگفت انگیز است که شما ببینید که تغییرات قیمت یک سهم از یک الگوی مشخص ریاضی پیروی می کند. دو سری از اعداد با نسبت فیبوناچی موجود هستند که بسیار پرکاربرد هستند.

  • 382, 0.618, 0.786, 1.0, 1, 1, 2.0, 2.62, 3.62, 4.62
  • 236, 0.886, 1.13, 2.236, 3.14, 4.236

اعداد فیبوناچی کاربردهای زیادی دارند و از آن برای آنالیزهای اقتصادی زیادی استفاده می شود.

شروع الگوی هارمونیک

اولین بار شحصی با نام گارتلی در سال 1932، الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال را ایجاد کرد. این فرد در آن زمان کتابی نوشت و در آن از یک الگوی پنج نقطه ای صحبت کرد و آن را الگوی گارتلی نامید. بعدها این الگو توسط فردی دیگر بهبود پیدا کرد.

افراد دیگری هم بوده اند که در زمینه الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال کار کرده اند که یکی از بهترین آنها اسکات کارنی بوده است. این فرد در کتاب خود با نام “معامله هارمونیک” چندین الگوی دیگر با نام الگوی “خفاش” ، “کوسه” ، “O-5 ” و “خرچنگ” را ابداع و معرفی کرد و باعث شد این الگوها به میزان زیادی در بازار اهمیت پیدا کنند.

چهار الگوی مشهور هارمونیک در تحلیل تکنیکال

تا اینجا دانستید که الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال با آنالیز قیمت و پیدا کردن اعداد مرتبط با فیبوناچی در یک بازه زمانی بررسی می شوند. در صورتی که چنین الگویی در نمودار تغییرات یک سهم در بورس دیده شود می تواند کمک زیادی کند تا یک سهامدار بتواند نقاط ورود مناسب، نقاط بازگشت و نقاط توقف در معاملات را تشخیص دهد.

در زیر ما می خواهیم چهار الگوی مشهور از الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال را به شما معرفی کنیم.

1.الگوی گارتلی:

همانطور که گفته شد این الگو اولین بار توسط گارتلی درک معرفی شد. ما دو نوع الگوی خرسی گارتلی و الگوی گاوی گارتلی را می توانیم داشته باشیم.

در الگوی خرسی گارتلی روند کلی نزولی و در الگوی گاوی گارتلی، روند کلی صعودی است. این الگو دارای 4 نقطه است. شما می توانید تصویر آنها را در زیر مشاهده کنید:

الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال

در الگوی خرسی همان گونه که مشاهده می کنید شما از نقطه X تا A روندی نزولی را مشاهده می کنید و سپس از نقطه A تا B روند صعودی وجود دارد. پس از آن دوباره یک روند نزولی و سپس یک روند صعودی. اگر مشاهده کنید می بینید که به طور کلی در این الگوی هارمونیک، ما از نقطه X به نقطه D نزول کرده ایم.

در الگوی گاوی قضیه کاملا برعکس است. همان نسبت اعداد وجود دارد اما نزولی و صعودی بودن روندها وارونه است و در نهایت شما از نقطه X به D صعود می کنید.

همان گونه که می بینید شما می توانید به خوبی با استفاده از این الگوی هارمونیک بفهمید که چه زمانی باید وارد شوید، حد ضرر خود را در کجا قرار دهید . برای مثال اگر در الگوی خرسی گارتلی، شما در نقطه B به معامله ورود کنید می دانید که باید حد ضرر یا استاپ لاس خود را در نقطه C قرار دهید و یا می فهمید که نقطه A در الگوی خرسی و نقطه X در الگوی گاوی نقاط ورود بسیار خوبی هستند. شما می توانید با تشخیص این الگوی هارمونیک و داشتن مهارت در معامله گری سود بسیار خوبی را نصیب خود کنید.

الگوی خفاش:

همان گونه که احتمالا می توانید حدس بزنید، این الگو شکلی شبیه خفاش دارد. این الگو هم مانند الگوی گارتلی دارای دو نوع نزولی و صعودی است که می توان با نرم افزارهای تحلیل تکنیکال به خوبی آنها را تشخیص داد. در زیر دو نوع این الگو نشان داده شده است:

الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال

همان گونه که خودتان هم مشاهده می کنید روند آنها و نقاط مناسب برای ورود و خروج به راحتی قابل تشخیص هستند. این الگو، دقیق ترین الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال بوده و ضریب اطمنیان بالاتری از بقیه الگوههای هارمونیک دارد.

در الگوی خفاشی صعودی، بهترین نقاط برای ورود نقاط X و B هستند و فرصت های خروج نیز نقاط A و C هستند. حد ضررها نیز می توانند بر حسب نوع معامله گری شما تعیین شوند.

در الگوی خفاشی نزولی نقاط A و C نقاطی بسیار مناسب برای ورود و نقاط B و D نقاط مناسبی برای خروج هستند.

الگوی خرچنگ:

این الگو نیز مانند الگوهای قبل دارای 5 نقطه است و در این الگو نقاط مهم و نقاط بازگشتی به سرعت رخ می دهند و به همین علت می توان نقاط ورود و خروج را با دقت بسیار خوبی تعیین کرد. این الگو هم دارای دو حالت صعودی و نزولی است و از نامش پیداست که شکلی شبیه خرچنگ دارد.

این الگو شبیه الگوی پروانه است اما در محاسبات آن اختلاف وجود دارد. شاید بگویید در الگوی صعودی ما از نقطه X به نقطه D نزول کرده ایم پس چرا این الگو صعودی است؟ در جواب باید بدانید که علت این موضوع این است که در الگوی صعودی(گاوی) پس از نقطه D شما یک موج قوی صعودی را خواهید داشت اما در الگوی نزولی خرچنگ شما پس از نقطه D یک موج قوی نزولی را مشاهده خواهید کرد.

الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال

در الگوی نزولی بهترین موقعیت ها برای ورود نقاط A و D هستند و نقاط فروش و خروج هم نقاط B و کمی پایین تر از D هستند.

در الگوی صعودی شما می توانید در نقطه X ، B و D ورود کنید. مخصوصا نقطه D موقعیت خرید بسیار خوبی است و حد ضرر آن هم کمی پایین تر از نقطه D تعیین می شود. دلیل آن هم این است که پس از D یک موج قوی صعودی آغاز خواهد شد.

الگوی پروانه:

همانطور که بالاتر گفته شد این الگو و الگوی خرچنگ دارای شباهت هستند اما اعداد آنها تفاوت دارند. البته این الگو به الگوی گارتلی هم شباهت دارد و این هم یکی دیگر از نکات جالب الگوهای هارمونیک است. در زیر شما تصویر دو الگوی نزولی و صعودی پروانه ای را مشاهده می کنید.

در الگوی صعودی نقطه D می تواند نقطه ورود خوبی باشد چون مانند الگوی خرچنگ پس از آن یک موج صعودی آغاز خواهد شد.

در الگوی نزولی اما نقطه D نقطه فروش است چون قرار است پس از این یک موج نزولی آغاز شود. یادتان باشد که همواره با تحلیل دقیق جلو بروید تا بیشترین سود را برده و کمترین ضرر را متحمل شوید.

نکته: الگوهای هارمونیک بسیار دیگری هم وجود دارند که شما می توانید آنها را مطالعه کنید.

سخن آخر

الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال می توانند کمک بسیار خوبی برای انجام معاملات پرسود باشند. شما با استفاده از این الگوهای متنوع می توانید دست به موقع بفروشید و به موقع بخرید.

سهمیران می تواند در آموزش این الگوها و چگونگی استفاده درست از آنها به شما کمک بسیاری کند. سهمیران بهترین آموزش های بورس را در اختیار شما قرار می دهد.

آشنایی با الگوهای دو کندلی

در مقاله آشنایی با الگوهای تک کندلی تلاش کردیم که با آن دسته از الگوهایی که به صورت تک کندلی هستند، آشنا شویم. در این مقاله می‌خواهیم با الگوهای دو کندلی (Double Candlestick Patterns) آشنا شویم.

1. الگوی پوشای صعودی (اینگالفینگ صعودی)

در صورتی که تمایل دارید به صورت کامل با این الگو آشنا شوید، پیشنهاد می‌شود مقاله بررسی الگوی کندل استیک اینگالفینگ را مطالعه کنید. الگوی پوشای صعودی (پوششی صعودی) یک الگوی بازگشتی است و زمانی به وجود می‌آید که پس از یک کندل نزولی، یک کندل صعودی بزرگ‌تر تشکیل شود. اگر این الگو در یک روند نزولی اتفاق نیفتاد، آن را نادیده بگیرید؛ زیرا شرط اعتماد به این الگو وقوع آن در یک روند نزولی است. هر چه بدنه کندل نزولی کوتاه‌تر و بدنه کندل صعودی بلندتر باشد، این سیگنال قوی‌تر است. این الگو معمولاً یکی از سیگنال‌های بازگشتی مهم به حساب می‌آید.

2. الگوی پوشای نزولی(اینگالفینگ نزولی)

خصوصیات این الگو دقیقاً عکس الگوی پوشای صعودی است. این الگو پس از یک روند صعودی تشکیل می‌شود و زمانی شاهد چنین الگویی هستیم که پس از یک کندل صعودی، یک کندل نزولی بزرگ‌تر تشکیل شود. هر چه بدنه کندل صعودی کوتاه‌تر و بدنه کندل نزولی بزرگ‌تر باشد، این سیگنال قدرتمندتر خواهد بود.

3. الگوی کیکینگ (Kicking)

این الگو هم یک سیگنال بازگشتی است که در آغاز روند، میانه روند و پایان روند تشکیل می‌شود. وقتی یک ماربوزوی صعودی (در ماربوزوی صعودی، باز شدن قیمت برابر با کمترین قیمت و بسته شدن قیمت برابر با بیشترین قیمت است.) پس از یک ماربوزوی نزولی (در ماربوزوی نزولی، باز شدن قیمت برابر با بیشترین قیمت و بسته شدن قیمت برابر با کمترین قیمت است.) تشکیل شود، شاهد یک کیکینگ صعودی خواهیم بود.

الگوی کیکینگ می‌تواند در یک روند صعودی، سیگنال بازگشتی ایجاد کند. اگر یک ماربوزوی نزولی پس از یک ماربوزی صعودی تشکیل شود، الگوی کیکینگ ما نزولی خواهد بود.

4. الگوی ابر سیاه پوشاننده

در این الگو پس از یک کندل صعودی بلند، یک کندل نزولی تشکیل می‌شود. کندل نزولی، بالاتر از محل بسته شدن کندل صعودی باز می‌شود و پایین‌تر از نقطه میانی بدنه کندل صعودی، بسته می‌شود. این الگو می‌تواند بیانگر پایان یک روند صعودی و ایجاد یک فرصت فروش باشد. این الگو، یک سیگنال بازگشتی است ولی اگر پس از یک روند صعودی ایجاد نشود، می‌توان آن را نادیده گرفت.

5. الگوی هارامی صعودی

الگوی هارامی صعودی یک الگوی بازگشتی است که بیانگر تثبیت در بازار است. این الگو بدین معنا است که بازار می‌تواند به سمت بالا برگردد و ممکن است معامله‌گران قبل از خرید یا فروش، منتظر تأیید بمانند. این الگو حاصل تشکیل یک کندل صعودی و سپس یک کندل نزولی بزرگتر است. بدنه کندل نزولی به صورت کامل کندل صعودی را پوشش می‌دهد.

6. الگوی هارامی نزولی

در این الگو یک کندل صعودی بزرگ و سپس یک کندل نزولی تشکیل می‌شود. همان طور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید، کندل نزولی به صورت کامل در دل کندل صعودی جای گرفته است. اگر این الگوی بازگشتی پس از یک روند صعودی ایجاد نشود، بهتر است آن را نادیده بگیریم.

7. الگوی کف‌های همسنگ (Matching Low)

در این الگو یک کندل نزولی بزرگ و سپس یک کندل نزولی دیگر تشکیل می‌شود. البته محل بسته شدن الگوی بازگشت صعودی هر دو کندل یکسان است که این موضوع نشان می‌دهد که یک حمایت کوتاه ‌مدت در حال تشکیل است و می‌تواند موجب ایجاد بازگشت در بازار شود.

8. الگوی خط نافذ

این الگو، یک سیگنال صعودی بازگشتی است. اگر این الگو بعد از یک روند نزولی تشکیل نشد، بهتر است آن را نادیده بگیرید. کندل صعودی، پایین‌تر از کمترین قیمت کندل نزولی قبلی باز می‌شود. البته قیمت‌ها بالاتر می‌رود و این کندل ، بالاتر از نقطه میانی بدنه کندل نزولی قبلی بسته می‌شود.

الگوی هارمونیک گارتلی Gartley

شاید بتوان گفت که الگوی Gartley شناخته شده ترین الگوی هارمونیک (Harmonic) در میان جامعه معامله‌گری باشد. هر چند این الگو برای اولین بار در سال ۱۹۳۵ معرفی شد اما استانداردسازی آن برمی‌گردد به سال ۱۹۹۹ میلادی. بسیاری از معامله‌گران، نسبت‌های متنوعی از فیبوناچی را برای نقاط D این الگو نسبت داده‌اند. این دسته از معامله‌گران بر این باورند که هر بازگشت ۰٫۶۱۸ یا ۰٫۷۸۶، نشانگر الگوی Gartley است. این مسئله موجب سردرگمی در جامعه معامله‌گران تکنیکال شده است و به شهرت این الگو هم آسیب زده است.
بایستی گفت که همه الگوهای Gartley یکسان نیستند. مهم‌ترین ویژگی این الگو نسبت‌های دقیق فیبوناچی است که ساختار Gartley را تائید می‌کنند. در واقع در سال ۱۹۹۹ میلادی بود که در کتاب “معامله‌گری به سبک هارمونیک” اصلاح دقیق نقطه B را ۰٫۶۱۸ و نقطه D را ۰٫۷۸۶ در نظر گرفتند. بعداً انتساب این نسبت‌های فیبوناچی به یک استاندارد در جامعه معامله‌گری تبدیل شد و به آن الگوی گارتلی Gartley گفتند. اصلاح دقیق ۰٫۶۱۸ نقطه B تنها یکی از شرایط منحصربه‌فرد برای تعریف این ساختار است. علاوه بر این الگوی AB=CD و برآورد BC هم برای تائید این ساختار قیمتی لازم است.
ناحیه بازگشتی محتمل یا همان PRZ الگوی Gartley، عناصر دیگری را از سایر ساختارهای هارمونیک شامل می‌شود. الگو بایستی شامل ساختار متمایز و معادلی از الگوی AB=CD باشد که درست در محدوده اصلاح ۰٫۷۸۶ موج XA قرار دارد. در واقع تکمیل الگوی معادل AB=CD و اصلاح ۰٫۷۸۶ حداقل شرایط مورد نیاز برای تائید Gartley است. معمولاً اصلاح ۰٫۷۸۶ موج XA با AB=CD در محدوده بازگشتی محتمل (PRZ) همپوشانی دارد. این انطباق نشانگر سطح PRZ است.
برآورد BC یکی دیگر از شروط لازم برای تائید الگو است و نباید بیش از ۱٫۶۱۸ درصد باشد. هر چند در مقایسه با سایر الگوها برآورد BC کم اهمیت‌ترین عدد در محدوده بازگشتی است، اما محدودیت ۱٫۶۱۸ به تشخیص الگوی Gartley کمک می‌کند. معمولاً برآوردهای بالای ۱٫۶۱۸ برای BC در ساختار Bat مشاهده می‌شود. بدون توجه به نسبت‌های مهم در PRZ، الگوی گارتلی Gartly بایستی اصلاح دقیق ۰٫۶۱۸ برای B را داشته باشد. در واقع الگوی Grtley دقیق‌ترین اصلاح B را در میان همه الگوهای هارمونیک نیاز دارد تا بهترین فرصت معاملاتی را برای معامله‌گر ایجاد کند.

ویژگی‌های الگوی Gartley

  • اصلاح دقیق ۶۱٫۸ درصدی B برای موج XA
  • برآورد BC نباید بیشتر از ۱٫۶۱۸ باشد
  • معادل‌های الگوی AB=CD در این ساختار بسیار رایج هستند.
  • اصلاح نقطه C بایستی بین محدوده ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ باشد.

تجربه ثابت کرده که اگر ساختاری نسبت‌های فیبوناچی پایین‌تری از موارد بالا را داشته باشد، ساختار اصلاحی عمیق‌تری را در پی خواهد داشت و نشانگر الگوی Bat خواهد بود. هر چند انتساب‌های دقیق و سفت‌وسخت نسبت‌های فیبوناچی موجب می‌شود تا کمتر با این الگو مواجه شویم، اما بایستی حتماً توجه کرد که این ویژگی‌های سفت‌وسخت عامل تمایز میان الگوی Gartly و Bat است. همان‌طور که در اکثر الگوهای هارمونیک نسبت‌های خاص فیبوناچی برای تعیین هر ساختار قیمتی امری حیاتی است، الگوی Gartley به‌خوبی این مهم را نشان می‌دهد که هر الگویی بایستی ویژگی‌های خاص تعریف شده را داشته باشد. به‌طوری‌که گاها این ساختار در فرآیند تکمیل شدن مشابه الگوی Bat عمل می‌کند.

الگوی بازگشت صعودی گارتلی Gartley

ساختار متمایز AB=CD و اصلاح ۰٫۷۸۶ نشانگر محدوده محتمل بازگشتی (PRZ) در الگوی صعودی Gartley هستند. با این وجود این ویژگی‌ها زمانی صحیح هستند که شاهد اصلاح دقیق ۰٫۶۱۸ برای نقطه B موج XA باشیم.

آموزش الگو های هارمونیک: الگوی Gartley

آموزش الگو های هارمونیک: الگوی بازگشت صعودی Gartley

برآورد BC بایستی در محدوده PRZ تکمیل شود و یکی از برآوردهای ۱٫۱۳، ۱٫۲۷، ۱٫۴۱ یا ۱٫۶۱۸ را در همان محدوده داشته باشد. بایستی توجه کرد که این الگو از برآوردهای بالاتر از ۱٫۶۱۸ استفاده نمی‌کند. هر برآورد BC بزرگ‌تر از ۱٫۶۱۸ در الگوی Bat دیده می‌شود. محدوده اصلاح فیبوناچی ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ هم برای نقطه C می‌تواند همه نسبت‌های موجود در این بازه باشد: ۰٫۳۸۲، ۰٫۵۰، ۰٫۶۱۸، ۰٫۷۰۷، ۰٫۷۸۶ یا ۰٫۸۸۶٫

الگوی بازگشت نزولی گارتلی Gartley

ساختار الگوی Gartley نزولی شامل اصلاح ۰٫۶۱۸ برای نقطه B از موج XA می‌شود. سایر عناصر الگو AB=CD برآورد BC و اصلاح ۰٫۷۸۶ هم بایستی درست در مجاور هم قرار گیرند تا محدوده محتمل بازگشتی PRZ را تعریف کنند.

آموزش الگو های هارمونیک: الگوی Gartley

آموزش الگو های هارمونیک: الگوی بازگشت نزولی گارتلی Gartley

الگوی کامل گارتلی Gartley

برای اینکه ساختار Gartley به عنوان الگوی کامل در نظر گرفته شود بایستی شرایط زیر را داشته باشد:

  • اصلاح نقطه B از موج XA باید دقیقاً برابر ۰٫۶۱۸ باشد.
  • اصلاح نقطه D از موج XA باید دقیقاً برابر ۰٫۷۸۶ در محدوده محتمل بازگشتی باشد.
  • برآورد BC باید برابر ۱٫۶۱۸ باشد.
  • معادل‌ها و ساختار کامل (۰٫۶۱۸/۱٫۶۱۸)AB=CD تقارن و مدت‌زمان متمایز برای هر موج قیمتی داشته باشد.
  • نقطه C بایستی برابر اصلاح ۰٫۶۱۸ باشد.

هر چند ساختار الگوی ایده آل Gartley به خوبی مشخص شده، اما ساختار الگوی کامل Gartley از الگوی AB=CD کامل (۰٫۶۱۸/۱٫۶۱۸) استفاده می‌کند. الگوی کامل AB=CD بایستی اصلاح ۰٫۶۱۸ نقطه C از موج AB باشد. اصلاح ۰٫۶۱۸ نقطه C، برآورد ۱٫۶۱۸ را برای BC ایجاد می‌کند. نسبت‌های ۰٫۶۱۸ و ۱٫۶۱۸ الگوی AB=CD نشانگر نسبت‌های هارمونیک مهمی هستند که مستقیماً از توالی فیبوناچی مشتق شده‌اند.
الگوی Gartley کامل دقیقاً از اصلاح خاصی در نقطه B استفاده می‌کند. هر چند که ساختار ایده آل این الگو می‌تواند کمی از اصلاح B درصد ۰٫۶۱۸ اختلاف داشته باشد، اما الگوی Gartley کامل شامل اصلاح دقیق می‌شود. علاوه بر این، نقطه C می‌تواند اصلاح ۰٫۶۱۸ هم باشد. با توجه به اینکه الگوی AB=CD کامل برای تائید صحت Gartley لازم است، نقطه C هم یک نسبت دقیق دیگری است که این الگو را از سایرین متمایز می‌کند. ویژگی دیگر الگوی کامل Gartley، تقارن کلی آن و مدت‌زمان تکمیل الگو است، که هر موج قیمتی در الگو بایستی مدت‌زمان یکسانی را طی کرده باشد.

الگوی کامل بازگشت صعودی گارتلی Gartley

الگوی کامل بازگشت صعودی Gartley دقیقاً اصلاح ۶۱٫۸ درصدی را برای نقطه B تعیین می‌کند. با اینکه در ایده آل ترین حالت، حرکات قیمتی بایستی کل دامنه بازگشتی محتمل (PRZ) را لمس کند، اما حداقل مقدار AB=CD و ۰٫۷۸۶ درصد موج XA هم نشانگر اعداد مهمی برای تکمیل الگوست. این الگو بایستی متمایز باشد و تقارن کاملی را نشان دهد. علاوه بر این، AB=CD بایستی الگوی صعودی و کاملی داشته باشد و نسبت‌های ۰٫۶۱۸ و ۱٫۶۱۸ را نشان دهد. ترکیب این عوامل محدوده مهم و قابل‌توجه بازگشتی (PRZ) را تعریف می‌کند. هر چند چنین ساختارهایی نادر هستند، اما بهترین الگو در انواع Gartley به حساب می‌آیند.

آموزش الگو های هارمونیک: الگوی کامل Gartley

آموزش الگو های هارمونیک: الگوی کامل بازگشت صعودی گارتلی Gartley

الگوی کامل بازگشت نزولی گارتلی Gartley

الگوی کامل بازگشت نزولی Gartley شامل اصلاح دقیق ۰٫۶۱۸ درصدی در نقطه B است. علاوه بر این ساختار AB=CD هم بایستی الگوی کامل و نزولی باشد و اصلاح ۰٫۷۸۶ درصدی موج XA هم بایستی به اندازه ۱٫۶۱۸ درصد BC تکمیل شود.

آموزش الگو های هارمونیک: الگوی کامل Gartley

آموزش الگو های هارمونیک:الگوی کامل بازگشت نزولی گارتلی Gartley

خلاصه الگوی گارتلی Gartley

الگوی Gartley الگوی بحث برانگیزی در میان معامله‌گران ‌هارمونیک است. با این حال این الگو خاص‌ترین ویژگی‌ها را دارا می‌باشد.
اصلاح ۰٫۶۱۸ درصدی نقطه B برای تائید الگوی Gartley بسیار اهمیت دارد. هر چند که اصلاح ۰٫۷۸۶ درصدی موج XA هم عامل مهمی در ساختار به حساب می‌آید، اما الگوی AB=CD متناظر با آن هم در الگو یکی از مهم‌ترین نقاط تکمیل الگو در محدوده بازگشتی محتمل (PRZ) است. علاوه بر این تکمیل الگوی AB=CD حداقل فاکتور مورد نیاز برای تائید الگوی Gartley است.

  • نقطه B بایستی دقیقاً به اندازه ۰٫۶۱۸ درصد موج XA اصلاح شود.
  • نقطه D بایستی دقیقاً به اندازه ۰٫۷۸۶ درصد موج XA اصلاح شده باشد و در محتمل‌ترین محدوده بازگشتی (PRZ) قرار داشته باشد.
  • برآورد BC بایستی ۱٫۲۷ یا ۱٫۶۱۸ باشد.
  • الگوی معادل AB=CD هم تشکیل شود.
  • میزان اصلاح نقطه C هم می‌تواند چیزی بین ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ باشد.

الگوی Gartley بایستی همه شرایط بالا را رعایت کند تا به عنوان بهترین الگوی هارمونیک شناخته شود. هر چند که Gartley شبیه Bat است، اما نسبت‌های فیبوناچی به کار رفته مختص این الگو هستند. علاوه بر این الگو بایستی متمایز باشد و تقارن کاملی هم داشته باشد.

آشنایی با الگوهای ادامه دهنده در تحلیل تکنیکال | بیدارز

آشنایی با الگوهای ادامه دهنده در تحلیل تکنیکال | بیدارز

الگوهای نموداری در این مطلب نشان دهنده این است که روندهای خنثی در طی فعالیت قیمت چیزی جز یک توقف مقطعی قیمت نیستند و پس از آن روند دوباره در همان جهت قبلی خود به حرکت ادامه می دهد. این مسئله وجه تمایز این الگوها با الگوهای قبلی (بیان شده در مطالب قبلی دسته تحلیل تکنیکال) است.

تفاوت دیگر بین الگوهای برگشت و ادامه دهنده در مدت زمان آنها است. الگوهای برگشتی معمولا برای ساخت و نمایان کردن تغییرات عمده روند بسیار طولانی تر هستند. از طرف دیگر الگوهای ادامه دهنده معمولا کوتاه تر هستند و با دقت بیشتری به عنوان الگوهای کوتاه مدت یا میان مدت طبقه بندی می شوند. به استفاده ی مداوم از اصطلاح «معمولا» توجه کنید. گاهی تفاوت یک گروه از الگوها به اندازه ی یک تار مو است. استثنائات همیشه وجود دارند. حتی گروه بندی الگوهای قیمت به دسته های مختلف گاهی اوقات دچار مشکل می شود.

مثلث ها معمولا از دسته الگوهای ادامه دار هستند، اما بعضی اوقات به عنوان الگوهای برگشتی عمل می کنند. اگرچه مثلث ها معمولا از دسته الگوهای میان مدت در نظر گرفته می شوند، اما گاهی اوقات ممکن است در نمودارهای بلندمدت ظاهر شوند و اهمیت روند اصلی را به خود اختصاص دهند. حالت دیگری از الگوهای مثلث وجود دارد که با نام تبدیل کننده آنها را می شناسند و معمولا اخطار یک سقف مهم را می دهند. حتى الگوهای سر و شانه به عنوان شناخته شده ترین الگوی بازگشتی گاهی اوقات مانند یک الگوی تحکیمی عمل می کنند.

حتی با وجود این ابهامات مقطعی الگوها به دو دسته تقسیم می شوند و چنان چه خوب تفسیر شوند می توانند اغلب مواقع به تحلیل گر کمک کنند که رفتار آیندهی بازار را به درستی تشخیص دهد.

مثلث متقارن

مثلث متقارن (یا کویل) معمولا یک الگوی ادامه است. یک مکث در روند موجود است که پس از آن روند اصلی از سر گرفته می شود. در مثال زیر، روند قبلی صعود کرده است، به طوری که درصدها از تقسیم مثلث در روند صعودی حمایت می کنند. اگر روند رو به پایین باشد، آن گاه مثلث متقارن دارای پیامدهای نزولی خواهد بود. حداقل نیاز برای یک مثلث چهار نقطهی معکوس است.

به یاد داشته باشید که برای ترسیم یک خط روند همیشه دو نکته لازم است. بنابراین، برای ترسیم دو روند هم گرا، هر خط باید حداقل در دو نقطه لمس شود. در شکل فوق، مثلث درواقع از نقطه ی ۱ آغاز می شود، که در آنجاست که ادغام در روند صعودی آغاز می شود. با این حال، قیمت ها به نقطه ی ۲ برمی گردند و سپس به نقطه ی ۳. می روند. نقطهی ۳ پایین تر از نقطه ی ۱ است. روند بالایی فقط زمانی می تواند ترسیم شود که قیمت ها از نقطهی ۳ کاهش پیدا کنند.

توجه کنید که نقطه ی ۴ از نقطه ی ۲ بالاتر است. فقط وقتی قیمت ها از نقطه ی ۴ افزایش یافته اند، می توانید خط افزایشی پایین را بکشید. در این مرحله است که تحلیل گر مشکوک می شود که آیا وی با مثلث متقارن سر و کار دارد. اکنون چهار نقطه ی برگشتی (۱، ۲، ۳ و ۴) و در روند هم گرا وجود دارد. درحالی که حداقل نیاز چهار نقطه برگشتی است، بسیاری از مثلث ها شش نقطه ی برگشتی دارند، همان طور که در شکل نشان داده شده است.

آنالیز زمانی مثلث

محدودیت زمانی برای وضوح الگو وجود دارد، و آن نقطه ای است که دو خط در اوج به هم برخورد می کنند که به آن نقطه رأس می گویند. به عنوان یک قاعده ی کلی، قیمت ها باید در جهت روند قبلی در جایی بین دو سوم تا سه چهارم عرض افقی مثلث شکل بگیرند. یعنی اندازه ی افقی مثلث فاصله مابين خط قاعده در سمت چپ تا نقطه ی راس در سمت راست.

از آنجا که این دو خط باید در یک نقطه برخورد کنند، پس از کشیدن دو خط هم گرا، می توان فاصله ی زمانی را اندازه گرفت. با ورود خط روند بالا، شکست صعودی ایجاد می شود که این اخطار شروع روند است. اگر قیمتها در زیر مثلث فراتر از نقطه ی سه چهارم باقی بمانند، مثلث شروع به از دست دادن قدرت خود می کند و معمولا به این معنی است که قیمت ها همچنان به سمت اوج و فراتر از آن ادامه خواهند یافت.

بنابراین مثلث، ترکیبی جالب از قیمت و زمان را ارائه میدهد. روندهای همگرا مرزهای قیمت الگو را نشان می دهند و مشخص می کنند که در چه نقطه هایی الگو تکمیل شده است و با شکستن روند بالایی در مورد روند صعودی دوباره روند قبلی از سر گرفته می شود. اما این خطوط روند با اندازه گیری عرض الگو، زمان رخداد این حادثه را مشخص می کنند.

اگر مثلا عرض ۲۰ باشد، پس از آن زمان شکست باید بین هفته ی ۱۳ و ۱۵ اتفاق بیفتد. اخطار قطعی، زمانی صادر می شود که قیمت از یکی از خطوط روند عبور کند. گاهی اوقات یک حرکت برگشتی پس از شکست ایجاد می شود. در روند صعودی، این خط به یک خط حمایت تبدیل می شود. در روند نزولی، خط پایین پس از شکسته شدن به یک خط مقاومت تبدیل می شود. پس از شکسته شدن خط روند سطح قیمتی که در رأس قرار دارد نقش مهمی در مشخص کردن سطح حمایت و مقاومت ایجاد می کند. برای اینکه شکست مورد قبول واقع شود معیارهایی وجود دارد ک درمطالب قبلی به آنها اشاره کرده بودیم. حداقل شرط این است که قیمت پایانی خارج از خط روند باشد و به یک نفوذ در طول روز اکتفا نکند.

اهمیت حجم

با نوسان قیمت و نزدیک شدن به رأس، باید از حجم معاملات کاسته شود. این رفتار حجم در مورد همهی الگوهای هم بستگی صادق است. اما حجم همزمان با نفوذ قیمت، باید به طور چشمگیری خط روندی که الگویی را تکمیل می کند، انتخاب کند. با بازگشت مجدد روند، حرکت برگشتی باید با شدت بیشتری انجام شود.

دو نکته ی دیگر باید درباره ی حجم ذکر شود. همان طور که در مورد الگوهای برگشتی اتفاق می افتد، حجم در روند صعودی بیشتر از نزولی است. افزایش حجم برای از سرگیری روند صعودی در کلیهی الگوها امری ضروری است. نکته دوم در مورد حجم این است که، حتی اگر فعالیت تجاری در طول شکل گیری الگو کاهش می یابد، بازرسی نزدیک از حجم معمولا به این نکته می رسد که آیا حجم سنگین تر در طول مراحل افزایشی رخ می دهد یا کاهشی. به عنوان مثال، در روند صعودی، احتمالا در زمان صعود قیمت معاملات سنگین تری نسبت به نزولها انجام می شود.

روش اندازه گیری

مثلث ها روش های اندازه گیری مختلفی دارند. در مورد مثلث متقارن، چند تکنیک به طور کلی استفاده می شود. ساده ترین روش اندازه گیری ارتفاع خط عمودی در وسیع ترین قسمت مثلث (پایه) و اندازه گیری آن فاصله از نقطه شکست است. شکل، مسافت پیش بینی شده از نقطه ی شکست را نشان می دهد، این همان تکنیکی است که من ترجیح میدهم. روش دوم ترسیم خط روندی از بالای پایه (در نقطه ی A به موازات خط روند پایین است. خط کانال بالایی در روند صعودی قیمت را مشخص می کند. گاهی اوقات هم زمان با برخورد دو خط در مثلث و ایجاد نقطه ی رأس قیمت با خط روند بالا برخورد می کند.

در نمودار بالا دو روش برای اندازه گیری مثلث متقارن وجود دارد. یکی برای اطمینان از ارتفاع پایه (AB) است. پروژه ای که فاصله ی عمودی از نقطه ی شکست در C دارد روش دیگر ترسیم یک خط موازی به سمت بالا از بالای پایه (A) به موازات خط پایین در مثلث است.

مثلث صعودی

مثلث های افزایشی و کاهشی انواع مختلفی از متقارن هستند، اما پیش بینی متفاوتی دارند. شکل زیر نمونه هایی از مثلث افزایشی را نشان میدهد. توجه کنید که خط روند بالا صاف است، در حالی که خط پایین در حال افزایش است. این الگو نشان میدهد که خریداران نسبت به فروشندگان تهاجمی تر هستند.

این یک الگوی صعودی در نظر گرفته می شود و معمولا با یک شکست سیری صعودی به خود می گیرد. مثلث های افزایشی و کاهشی هردو از نظر متقارن به معنای بسیار مهمی متفاوت هستند. مهم نیست که در ساختار روند، مثلث های افزایشی یا کاهشی ظاهر می شوند، آنها پیش بینی دقیقی دارند. مثلث افزایشی منجر به صعود است و مثلث کاهشی منجر به نزول قیمت میشود. در مقابل، مثلث متقارن ذاتا الگویی خنثی است. این بدان معنا نیست که مثلث متقارن ارزش پیش بینی کنندگی ندارد.

شکل بالا مثلث افزایشی. الگو در بالای خط فوقانی تکمیل می شود. این شکست باید شاهد افزایش شدید حجم باشد. این خط مقاومت بالایی باید به عنوان حمایت در قسمت های بعدی بعد از شکست عمل کند. حداقل اندازه ی قیمت با اندازه گیری ارتفاع مثلث (AB) و پیش بینی آن فاصله به سمت بالا از نقطه ی شکست در C به دست می آید.

تکنیک های اندازه گیری

اندازه گیری هدف قیمتی مثلث افزایشی نسبتا ساده است. ارتفاع الگو را در پهن ترین قسمت آن محاسبه می کنیم و این فاصله را از نقطه ی شکست روند انجام می دهیم.

عملکرد مثلث افزایشی به عنوان یک کف

درحالی که مثلث افزایشی اغلب در روند صعودی ظاهر می شود و الگو ادامه دار در نظر گرفته می شود، اما گاهی اوقات به عنوان یک الگوی کف (تبدیل کننده) ظاهر می شود. در پایان روند نزولی امری غیرمعمول نیست که شاهد رشد مثلث افزایشی باشید. با این حال، حتی در این شرایط، تفسیر الگو افزایشی است. شکستن خط بالایی یک اخطار از کامل شدن ارتفاع است. مثلث های افزایشی و کاهشی گاهی به مثلث های راست گوشه نیز گفته می شوند.

مثلث کاهشی

مثلث کاهشی فقط یک تصویر آینه ای از مثلث افزایشی است ولی معمولا یک الگوی کاهشی در نظر گرفته می شود. به خط نزولی و خط پایین در شکل پایین توجه کنید. این الگو نشان میدهد که فروشندگان بیشتر از خریداران عجله دارند و معمولا قیمت ها را کاهش می دهد. اخطار فروش زمانی است که قیمت باعث شکست خط پایینی شود و این اتفاق عموما با افزایش حجم معاملات همراه است. تکنیک محاسبه نیز دقیقا مثل مثلث افزایشی است. باید ارتفاع الگو در سمت چپ محاسبه شود و معادل آن در نقطه ی شکست به قیمت شکست اضافه شود.

عملکرد مثلث کاهشی به عنوان یک سقف

درحالی که مثلث نزولی یک الگوی ادامه دهنده داشت و معمولا در روند نزولی یافت می شود، در مواردی غیر معمول نیست که مثلث نزولی در روند صعودی پیدا شود. هنگامی که این نوع الگو در صدر روند ظاهر می شود، تشخیص آن چندان دشوار نیست، در این حالت شکسته شدن خط پایینی الگو اخطار بازگشت روند به حالت کاهشی را صادر می کند.

الگوی حجم

الگوی حجم در هر دو مثلث افزایشی و کاهشی مشابه است به این دلیل که وقتی الگو شکل می گیرد حجم کم می شود و سپس در نقطه ی شکست افزایش می یابد. در الگوی بازگشت صعودی مورد مثلث متقارن، در طول شکل گیری نمودار می تواند تغییرات ظریف را در الگوی حجم همزمان با نوسانات در قیمت خیلی زیرکانه تشخیص دهد. این بدان معناست که در الگوی افزایشی حجم در جهش های قیمت تا حد زیادی و در نقاط پایینی کم میشود. در نوع کاهشی در طی روند کاهشی حجم سنگین معاملات و زمانی که قیمت ها جهش می کنند ما با کاهش حجم مواجه خواهیم بود.

فاکتورهای زمانی در الگوی مثلث

یکی از فاکتورهای نهایی که باید در مورد مثلث ها مورد توجه قرار گیرد، ابعاد زمانی است. مثلث یک الگوی میان مدت محسوب می شود، به این معنی که معمولا تشکیل آن بیشتر از یک ماه طول می کشد، اما به طور کلی کمتر از سه ماه است. مثلثی که کمتر از یک ماه طول بکشد، احتمالا الگوی متفاوتی از قبیل پرچم چهارگوش است که به زودی درباره ی آن بحث می کنیم. همان طور که قبلا نیز اشاره شد، مثلث ها در نمودارهای قیمت بلندمدت ظاهر می شوند، اما معنی اصلی آنها همیشه یکسان است.

الگوی مثلث وسیع یا پهن شونده

این الگوی قیمت بعدی یک تغییر غیرمعمول مثلث است و نسبتا نادر است. درواقع یک مثلث واژگون یا مثلث معکوس است. همهی الگوهای مثلثی که تاکنون مورد بررسی قرار گرفته اند، روندهای همگرا را نشان می دهند. شکل گیری گسترده، همان طور که از نام آن پیداست، دقیقا برعکس آنها است. همان طور که الگوی زیر نشان میدهد، روندهای مختلف درواقع با شکل گیری گسترده از یکدیگر دور می شوند و تصویری را ایجاد می کنند که مثل مثلث در حال گسترش است. همچنین به آن یک بلندگوی دستی گفته می شود.

الگوی حجم نیز در این سازه متفاوت است. در سایر الگوهای مثلثی، با افزایش باریک شدن نوسانات قیمت، حجم کاهش می یابد. در الگوی پهن شونده درست برعکس اتفاق می افتد. حجم آن به همراه نوسانات گسترده تر قیمت افزایش می یابد. این وضعیت بازاری را نشان میدهد که از کنترل خارج شده و به طور غیرعادی احساساتی است.

از آنجا که این الگو نشان دهنده ی میزان غیرمعمول مشارکت عمومی است، اغلب در صدر بازارهای اصلی اتفاق می افتد. بنابراین، الگوی در حال گسترش معمولا یک شکل نزولی است. عموما در نزدیکی پایان بازار عمدهی افزایشی ظاهر می شود. این نوع مثلث در حال گسترش معمولا در قسمت های اصلی اتفاق می افتد. این شکل سه قله ی پیاپی بالا و دو فرورفتگی رو به کاهش را نشان میدهد. این یک الگوی غیر معمول دشوار برای تجارت است و خوشبختانه نسبتا نادر است.

حرکات و الگوهای قیمتی و عوامل تشکیل آن‌ها

حرکات قیمت

الگوی قیمتی یا الگوهای نمداری از جمله محبوب ترین روش‌های تحلیلی در تحلیل تکنیکال است. الگوی قیمتی به ما کمک می‌کند تا سقف‌ها و کفه‌ای قیمتی در بازار را بشناسیم و با توجه به آن‌ها عکس‌العمل مناسبی برای خرید یا فروش و یا نگه‌داری معاملات باز خود انجام دهیم. این الگوها معمولاً حدود حد سود و یا حد زیان را نیز در معاملات به ما نشان می‌دهند. الگوی قیمتی به دو دسته الگوهای بازگشتی و الگوهای ادامه‌دهنده تقسیم می‌شوند.

الگوهای قیمتی نتیجه رفتارهای انسان هستند. این الگوها مستقیماً از اطلاعاتی که در بازارها در جریان است به دست می‌آیند. مشارکت کندگان در بازار سعی می‌کنند درخواست‌های خرید خود را بالای مقاومت و درخواست‌های فروش خود را زیر آن‌ها ثبت کنند. این رفتارهای آگاهانه توسط معامله گران بازار باعث ساخته‌شدن الگوی قیمتی می‌شوند. وقتی قیمت به خط روند و یا اندیکاتورها، کانال‌ها و یا موارد دیگر برخورد می‌کند موجب افزایش حجم معاملات در جهت و یا خلاف جهت روند می‌شود. و این واکنش‌ها باعث ایجاد الگوهای قیمتی در بازار می‌شوند.

برای اینکه بفهمیم یک الگو از جنس بازگشتی است و یا ادامه‌دار باید به دو عامل مهم توجه کنیم:

  • ذات الگو
  • جهت روند فعلی

الگوهای صعودی در روندهای صعودی و الگوهای نزولی در روندهای نزولی باعث ایجاد ادامه در روند فعلی می‌شوند و به آنا الگوهای ادامه‌دهنده می‌گوییم. الگوی صعودی در روند نزولی و الگوی نزولی در روند صعودی باعث به وجود آمدن الگوهای بازگشتی و تغییر روند فعلی می‌شود و به آن‌ها الگوهای بازگشتی می‌گوییم.

شرط های مهم برای الگوهای بازگشتی:

برای داشتن یک بازگشت مطمئن باید روند کاملاً شفافی را در نمودار تشخیص داد و هر چه روند بزرگ‌تر و گسترده‌تر باشد، احتمال یک بازگشت بیشتر است.

یکی دیگر از دلایل جذابیت الگوها در تحلیل تکنیکال این است که معمولاً الگوها از تعداد زیادی کندل تشکیل می‌شوند و برعکس الگوهای شمعی که معمولاً از یک و یا حداکثر ۳ کندل تشکیل می‌شوند، الگوهای قیمتی از تعداد بیشتری کندل تشکیل می‌شوند و این خود دلیل بر مطمئن‌تر بودن آن‌ها است.

بسیار از الگوها یک حداقل و یا حداکثر سطح قیمتی را در خود دارند که از آن‌ها می‌توان به‌عنوان حد سود و یا حد زیاد استفاده کرد.

الگوهای قیمتی معروف:

  • الگو V در سقف و کف
  • الگوی دوقلوی سقف و کف
  • الگوی qm
  • الگوی ۳ قلوی سقف و کف
  • الگوی مثلت متقارن صعودی و نزولی
  • پرچم‌های صعودی و نزولی
  • سقف‌ها و کف های گرد
  • کانال‌های صعودی و نزولی
  • الگوی فنجان

الگوهای قیمتی صعودی و یا نزولی بودن را در بازار مشخص می‌کنند و همچنین در درون خود اهداف قیمتی و اهداف خروج از بازار را در خود دارند و شناخت آن‌ها برای هر تحلیل‌گر تکنیکالی لازم است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا